دلم واسه اینجا خیلی تنگ میشه.اما مطلب درخور اینجا پیدا نمیکنم
در هر حال برگشتم
یه اتفاق جدید خیلی خوب افتاد.رفتم شبرنگ گرفتم پشت ماشین رو یه آبادان قشنگ چسبوندم.داخل ماشین روی پنل جلو هم چنتا حرکت رفتم.کلا قشنگ شد.
حالا جلوش هم مونده
یه "خرتاس""KHERTAS"بزرگ هم جلوی ماشین میزنم.به یاد شبای طولانیمون این اسم رو گذاشتم رو ماشین که داستان داره شاید یه روزی تعریف کردم.
دانشگاه هم که دیگه داره شروع میکنه به حرکت.ببینیم چی میشه.بازم میریم تو فاز درس و کلاس.
خوب همینا.تم.م شد.تا یه روز دیگه
خدانگهدارتون

